میان آن همه ماندن
نه می رفتیم
نه می ماندیم
نشسته بودیم و بر ویرانه های دست هایمان میگریستیم
در انتظار آمدن بادی که در آن بمیریم
و باز کی دوباره کجا زنده مان کند.
RSS